انگار به آن طرف خيابان رسيده‌اي

ناشر: آگه
نويسنده: حميد حياتي
موجود در فروشگاه: 6 (جلد)
8,000تومان
به ترمينال مي‌رسيد. بلندگوهاي ترمينال اذان پخش مي‌كنند. به سالن ترمينال مي‌رويد. فرنگيس به سوي باجه مي‌رود و با بليطي برمي‌گردد. تو روي صندلي وارفته‌اي و اگر حركت فرنگيس نبود شايد سال‌ها به همان حال مي‌ماندي. به همان حال مجسمه مي‌شدي، مجسمه‌ي ادبار و نگون‌بختي، نامصمم و تهي، شكسته و تنها. فرنگيس به طرف بوفه مي‌رود. ماشين آماده‌ي حركت است. سوار مي‌شويد. راننده آهنگ كُردي گذاشته و شلوار جافي به پا دارد و برف‌ پاك‌كن ماشين را امتحان مي‌كند تا وقت حركت برسد تو پياده مي‌شوي تا سيگاري روشن كني. شاگرد راننده در حالي كه سيگار مي‌كشي مي‌گويد "آقا گُله سوار شو بريم" و تو سيگار نيمه را ميان دو انگشت مي‌گيري و آن را پرت مي‌كني. اتوبوس از پارك در مي‌آيد و به طرف در ترمينال مي‌رود. (از متن كتاب)
نويسنده حميد حياتي
قطع رقعي
نوع جلد شوميز
زبان فارسي
تعداد صفحات 128
سال انتشار 1393
نوبت چاپ 1
ابعاد * *
وزن 160
شابک9789643292584